معنی دیرادیر
6 بازدید
(ق مرکب) دیردیر. دیربدیر. مقابل زود بزود. (یادداشت مؤلف): بدین سبب مردم محرور را شراب دیرادیر باید خوردن و اگر خود نخورد بهتر و زیباتر و نیکوتر باشد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). بدین سبب مباشرت کمتر و دیرادیر باید کرد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «دیرادیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر