معنی دیرآمدن

معنی دیرآمدن

7 بازدید
[ مَ دَ ] (مص مرکب) نه به وقت فرارسیدن. نه در وقت معتاد آمدن: هجوم؛ دیرآمدن زمستان. (تاج المصادر بیهقی). تأخیر کردن : همانا مرا چشم دارد همی ز دیر آمدن خشم دارد همی.فردوسی. بدین چاره جستن ترا خواستم چو دیر آمدی تندی آراستم.فردوسی. آنکس که نباید بر ما زودتر آید تو دیرتر آیی ببر ما که ببایی.منوچهری. از باغ بزندان برم و دیر بیایم چون آمدمی نزد شما دیر نپایم.منوچهری. با وجودش ازل پریر آمد بگه آمد اگرچه دیر آمد.سنایی. هرچند دیر مانده بدیم از امید او دیر آمدن بخیر و سعادت بود بگاه.سوزنی. مثل زد سکندر بر آن کوهسار که دیر و درست آی و انده مدار.نظامی. چه خوش گفت آن سخنگوی جهانگرد که دیر آی و درست آی ای جوانمرد. نظامی. بعرض بندگی دیر آمدم دیر اگر دیر آمدم شیر آمدم شیر.نظامی. گفت بدین خرده که دیر آمدم رو به داند که چو شیر آمدم.نظامی. وگر دیر شد گرم رو باش و چست ز دیر آمدن غم ندارد درست.نظامی. دیر آمدی ای نگار سرمست زودت ندهیم دامن از دست.سعدی. دلم از جان خویش سیر آمد دور او بیش ده که دیر آمد.اوحدی. جامش از راه چون درست آمد گرچه دیر آمده ست چست آمد.اوحدی. - امثال: دیر آمد و بگاه آمد. دیر آمده است زود میخواهد برود. دیر آی و درست آی. دیر آی و شیر آی. دیر بیا چست بیا. دیر بیا درست بیا. هرچه زود بر آید دیر نپاید.

کلمات هم‌قافیه با «دیرآمدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید