معنی دید و وید
7 بازدید
[ دی دُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) مجروح و کوفته و دریده. - دید و وید کردن؛ جریحه دار و کوفته و پاره کردن دو تن یا دو حیوان اندام یکدیگر را.
کلمات همقافیه با «دید و وید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر