معنی دیدار آمدن
7 بازدید
[ مَ دَ ] (مص مرکب) پدیدار گشتن رخ نمودن. (یادداشت مؤلف): آب این بباید گرفتن و در خمی کردن تا چه دیدار آید. (نوروزنامه).
کلمات همقافیه با «دیدار آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر