معنی دیباه

معنی دیباه

6 بازدید
(اِ) دیبه. دیبا. دیباج. نوعی از قماش گرانمایه است. (برهان). مزیدعلیه دیبا. (غیاث). همان دیبا و آن جامه ای است ابریشمین که آن را دیبا نیز گویند و تعریبش دیباج است. (شرفنامهٔ منیری). نوعی از قماش گرانبها و زردار. قماش از حریر الوان. (ناظم الاطباء): تا به دیماه شود کوه برنگ مصحف تا بنوروز شود دشت برنگ دیباه.فرخی. ای سیاوخش بدیدار، به روم از پی فال صورت روی تو بافند همی بر دیباه.فرخی. کنون چنان شدم از برکت سخاش که من بناز پوشم توزی و صدرهٔ دیباه.فرخی. چرا دو چشم تو دیبای لعل پوش شده ست اگر نپوشند ای دوست زاهدان دیباه. مسعودسعد. از کرم پدید آید بی آگهی کرم چندین قصب و اطلس و خر و بز و دیباه. سوزنی. و رجوع به دیبا و دیباج شود.

کلمات هم‌قافیه با «دیباه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید