معنی دیانه
5 بازدید
[ نَ / نِ ] (ص نسبی، اِ مرکب) دی. دیینه. دیروز. (یادداشت مؤلف). دیروزی : و تریاق بزرگ تازهٔ نارسیده مقدار یک باقلی دادم تا بسبب افیون خواب یابد و از سرفه برآساید و ماده غلیظ شود و سیلان نکند. روز دیگر هیچ نجنبانیدم ویرا، جز آنکه اطراف او را بفرمودم مالید تا ماده را از بالا فرود آرم و مقدار یک باقلی کوچکتر از دیانه تریاق تازه دادم. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «دیانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر