معنی دیاقودا
7 بازدید
[ دَ ] (معرب، اِ) دیاکودا. بلغت یونانی شربت خشخاش را گویند که از پوست خشخاش پخته باشند نه از تخم آن. (از برهان). شاید دیافوذا معرب دیاقودا باشد. (از غیاث). شربت کوکنار. شراب خشخاش. شربت خشخاش : و از افیون و تخم خشخاش و دیاقوذا (دیاقودا) که نزله را بازدارد پرهیز کنند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). بگیرند تخم خشخاش نیم من اندر چهار من آب تر کنند... این شراب را دیاقودا گویند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «دیاقودا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دا» برای سرودن شعر