معنی دیاقودا

معنی دیاقودا

7 بازدید
[ دَ ] (معرب، اِ) دیاکودا. بلغت یونانی شربت خشخاش را گویند که از پوست خشخاش پخته باشند نه از تخم آن. (از برهان). شاید دیافوذا معرب دیاقودا باشد. (از غیاث). شربت کوکنار. شراب خشخاش. شربت خشخاش : و از افیون و تخم خشخاش و دیاقوذا (دیاقودا) که نزله را بازدارد پرهیز کنند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). بگیرند تخم خشخاش نیم من اندر چهار من آب تر کنند... این شراب را دیاقودا گویند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).

کلمات هم‌قافیه با «دیاقودا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید