معنی دیاربکر

معنی دیاربکر

7 بازدید
[ بَ / رِ بَ ] (اِخ) نامی است که بر آمد MMM أمد [ مِ ] قدیم اطلاق گردد و از جهت اینکه دیوار و ساختمانهای شهر از سنگ بازالت سیاهرنگ ساخته شده ترکها آن را «قره آمد» خوانند. دیاربکر ناحیه ای است در قسمت شمالی الجیره (بین النهرین) (در جنوب ترکیه) مشتمل بر سرزمینهای دو طرف رود دجله از سرچشمهٔ آن تا منطقه ای که جریانش از امتداد غرب به شرق به امتداد جنوب شرقی منحرف میشود. نامش بمناسبت قبیلهٔ بکربن وائل است که در قرن اول هـ .ق. به این ناحیه مهاجرت کردند شهرهای عمده اش آمد یا دیاربکر، میافارقین، حصن کیفا و ارزن بود. تاریخ عمومی آن همان تاریخ الجزیره (بین النهرین) است. از ۲۳۰ بعد از میلاد از آن مهاجرنشینهای رومی بود. شاپور دوم ساسانی آن را تصرف کرد. در زمان خلافت عمر این ناحیه بدون مقاومت تسلیم عیاض بن غنم الفهری (۱۹ هـ .ق. -۶۴۰ م.) گردید. رومیها در ۳۴۷ هـ .ق. ۹۵۸ م. آن را پس گرفتند. در حدود ۳۶۸ هـ .ق. به دست آل بویه افتاد. در زمان ملکشاه سلجوقی جزء امپراطوری سلاجقه گردید و پس از مرگ وی (۴۸۵ هـ .ق.) تجزیه شد و سلسله های مستقلی از ترکمانان (از احفاد ابوعلی بن نیسان) بر نواحی مختلف آن فرمانروائی کردند که مهمترین آنها سلسلهٔ ارتقیه بود که صلاح الدین ایوبی آنان را تقویت میکرد و سرانجام امیرتیمور با حیله آن را تصرف نمود و مدتی در حوزهٔ تسلط قره یوسف باقی ماند تا در ۹۰۸ هـ .ق. تحت اشغال سپاهیان شاه اسماعیل اول صفوی بود. و در (۹۲۱ یا ۹۲۲ هـ .ق./ ۱۵۱۵ یا ۱۵۱۶ م.). پس از حادثهٔ چالدران عثمانیها (در زمان سلطان سلیم اول) آن را گرفتند و دیاربکر ولایتی از امپراطوری عثمانی گردید و از آن پس نام «آمد» به دیار بکر مبدل گردید. و هنوز باروهای عالی آن که از بازالت سیاه و غالباً در قرن چهارم میلادی بوسیلهٔ قسطنطین اول و ژوستی نین ساخته شده است باقی است. شهر دیاربکر، کرسی ولایت دیاربکر از مراکز تجارتی و صنعتی است و در حدود ۳۴۵۳۰۰ تن سکنه دارد اما جمعیت دیاربکر درگذشته پیوسته در حال تغییر بوده است لذا جغرافی نویسان تعداد سکنهٔ آن را مختلف نوشته اند. اکثر ساکنان دیاربکر مسلمانان ترک و کردند و مسیحیان، یونانی، ارمنی و آسوری در این منطقه رفته رفته در میان اکثریت مستهلک شده اند و در این شهر آرامگاه خالدبن الولید و مورخ ایرانی ملاعزیز مصلح الدین لاری در نزدیکی شیخ رومی قرار دارد. رجوع به دائرة المعارف اسلامی و دائرة المعارف فارسی و ترجمهٔ سرزمینهای خلافت شرقی لسترنج ص ۹۴، ۹۳ شود. مؤلف معجم البلدان چنین نویسد: بلاد بزرگ و گسترده ای است منسوب به بکربن وایل بن قاسطبن هنب بن أقصی بن دعمی بن جدیلةبن اسدبن ربیعةبن نزاربن معدبن عدنان. و از توابع آن است حصن کیفا، آمد و میافارقین.

کلمات هم‌قافیه با «دیاربکر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید