معنی دیادوخوی
7 بازدید
[ دُ خُیْ ] (اِخ) (از یونانی دیادخئوتای بمعنی جانشینان) یا خلفای اسکندر،سرداران و اداره کنندگان دستگاه اسکندر مقدونی که پس از مرگ وی (۳۳۴ ق. م.) در صدد تصرف امپراطوری او برآمدند. عمده ترین آنها آنتی پاتر و پسرش کاساندروس، پردیکاس، آننیگونوس اول، بطلمیوس اول، سلوکوس اول ولوسیماخوس بودند و نخستین کشمکش بر سر نیابت سلطنت روی داد. اسکندر برادری سبک عقل بنام فیلیپ و پسری از رکسانه داشت که پس از مرگ پدر بدنیا آمد، در ۳۲۳ -۳۲۲ ق.م. نیابت سلطنت عملاً در دست پردیکاس بود، ولی آنتی پاتر مدعی این مقام بود. ائومنس هواخواه پردیکاس بود، و آنتیگونوس اول و بطلمیوس اول و کراتروس طرفدار آنتی پاتر بودند. در نبرد سال ۳۲۱ ق.م. متحدین آنتی پاتر پیروز شدند ولی کراتروس کشته شد. پس از وفات آنتی پاتر (۳۱۹ ق. م.) کشمکش بشدت تجدید شد... خلفای اسکندر که خود را عنوان پادشاه داده بودند جنگ را ادامه دادند ولی معمولاً سال (۲۸۱ ق.م.) که سال پیروزی سلوکوس اول بر لوسیماخوس است پایان دورهٔ دیادوخوی محسوب میشود. جنگهای دیادوخوی منجر به تجزیهٔ امپراطوری در زمان اعقاب بطلمیوس، سلوکوس، و آنتیگونوس -به امپراطوریهای کوچکتری گردید. (از دائرة المعارف فارسی).
کلمات همقافیه با «دیادوخوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر