معنی دیا
9 بازدید
(یونانی، پیشوند) مزید مقدمی است یونانی بمعنی با، از، من، به، در وسط، در فاصله و غیره چنانکه در دیامرون، دیافرغما، دیاسقولیطوس، دیاقورا و دیافنطس و غیره. (یادداشت مؤلف).(اِ) بیرون. (بلهجهٔ طبری). (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دیا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر