معنی دک شدن
7 بازدید
[ دَ شُ دَ ] (مص مرکب) در تداول، رفتن به نهانی. رفتن به خفا و نهانی. بی اطلاع دیگران بشتاب و سرعت رفتن چنانکه هیچ کس نبیند. به چستی و چالاکی و بی آگاهی حاضران بشتاب غائب شدن. جیم شدن. اضرهزاز. (یادداشت مرحوم دهخدا). رفتن کسی است از جایی بمناسبت آنکه وضع و موقع را موافق برای ماندن خویش در آنجا یا آن کار احساس نکند. (از فرهنگ لغات عامیانه). || از سر واشدن.
کلمات همقافیه با «دک شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر