معنی دکله
7 بازدید
[ دَ کِ لَ / لِ ] (اِ) پیراهن اطفال. (لغت محلی شوشتر، نسخهٔ خطی). || به هندی، جامه ای است پنبه دار که بالای رختها پوشند، خاصه در روز جنگ. (لغت محلی شوشتر، نسخهٔ خطی). کژآکند: که عیان شد به خلعت دکله که نهان شد به چارقبّ طلا. نظام قاری (دیوان ص ۱۹). به جد جامه در کار کنده بودم که دست از این صنعت چون آستین دکله کوتاه کنم. (نظام قاری، دیوان ص ۱۳۰). بر آن اقتصار کردند که دستش چون آستین دکله کوتاه کنند تا دیگری کالای خاص مردم نبرد. (نظام قاری، دیوان ص ۱۴۳).
کلمات همقافیه با «دکله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر