معنی دکة
6 بازدید
[ دَکْ کَ ] (ع اِ) اسم المرة است مصدر دک را به معنی یک بار کوفتن و ویران کردن. و رجوع به دَکّ شود:{/B وَ حُمِلَتِ اَلْأَرْضُ وَ اَلْجِبََالُ فَدُکَّتََا دَکَّةً وََاحِدَةً . ۱-۸۶۹:۱۴/}(قرآن ۶۹/۱۴)؛ و زمین و کوهها برداشته شوند و بهم زده شوند بهم زدنی یک بار.[ دَکْ کَ ] (ع اِ) ریگستان هموار. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || دوکانچهٔ برابر و هموار که بر وی نشینند. (منتهی الارب). دوکان. (دهار). بنائی که قسمت بالای آنرا مسطح کنند تا بر آن نشینند. ج، دِکاک. (از اقرب الموارد). ج، دِکک. (ناظم الاطباء). و رجوع به دَکّه شود.[ دِ کَ ] (ع اِمص) چربش گرفتگی. (منتهی الارب). اسم است از مصدر «ودک»، به معنی چرب شدن. (از اقرب الموارد). || (ص) چرب و چربی دار. (ناظم الاطباء).[ دِکْ کَ ] (ع اِ) تحریفی است از «تکة» بمعنی بند شلوار. (از اقرب الموارد). رجوع به تِکّة شود.[ دُکْ کَ ] (ع اِ) چیزی است که آنرا از «هبید» به معنی حنظل، و آرد فراهم می آورند. و آن در صورتی است که آرد کم بیاید. (از ذیل اقرب الموارد از تاج العروس).
کلمات همقافیه با «دکة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کة» برای سرودن شعر