معنی دکالی
7 بازدید
[ دَ لا / دُ لا ] (ع اِ) نام شیطان. (از منتهی الارب).[ دَکْ کا ] (اِخ) لقب محمدبن علی بن عبدالواحد دکالی مصری، مکنی به ابوامامة و مشهور به ابن نقاش. مفسر و فقیه قرن هشتم هجری است. وی به سال ۷۲۰ هـ . ق. متولد شد و در ۷۶۳ هـ . ق. در قاهره درگذشت. او راست: شرح العمدة، تخریج أحادیث الرافعی، السابق و اللاحق و المذمة فی استعمال أهل الذمة. و اشعار نیکویی نیز دارد. (از الاعلام زرکلی ج ۷ ص ۱۷۷، از الدرر الکامنة و بغیة الوعاة و شذرات الذهب).[ دَکْ کا ] (اِخ) لقب محمدبن علی دکالی سلاوی، مورخ قرن چهاردهم هجری، از اهالی مغرب اقصی. او به سال ۱۲۸۵ هـ . ق. در سلا متولد شد و در ۱۳۶۴ هـ . ق. در فاس درگذشت. او راست: أدواح البستان فی اخبار العدوثین و من درج بهما من الاعیان، اتحاف الملا باخبار الرباط و سلا، الدرة الیتیمة فی اخبار شالة الحدیثة و القدیمة، السکک الاسلامیة، الحسبة فی الاسلام، أحوال الیهود فی المغرب و ضوء النبراس لدولة بنی وطاس. (از الاعلام زرکلی ج ۷ ص ۱۹۷).
کلمات همقافیه با «دکالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر