معنی دژپسند
6 بازدید
[ دُ پَ سَ ] (نف مرکب) دژپسندنده. بدپسند. مشکل پسند. دیرپسند. دشوارپسند. پسندندهٔ چیز بد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). کسی که امری مکروه و سخت را پسندد. بدپسند و مشکل پسند. (انجمن آرا) (آنندراج): مگر دژخیم ویسه دژپسند است. (ویس و رامین، از آنندراج). || زاهد و پرهیزگار. (برهان). متقی. پارسا. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دژپسند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر