معنی دژهوختگنگ
6 بازدید
[ دِ / دُ گَ ] (اِخ) (از : دژهوخت MMM دژهخت، به معنی بد گفته و گفتار بد +گنگ. جمعاً به معنی گنگ نفرین کرده): کزین پس سوی ما ز دژهوخت گنگ چو کاکوی بی مایه ناید به جنگ.فردوسی. همی گنگ دژهوختش خواندند که در پهلوانی سخن راندند.فردوسی. کنون سلم را رای جنگ آمدست که یارش ز دژهوخت گنگ آمدست. فردوسی. به دژهوخت گنگ آمد از راه شام که خوانیش بیت المقدس به نام.اسدی. چو نوح آمد و یافت ایدر درنگ کشید استخوانش به دژهوخت گنگ.اسدی. به طرطوس شد کرد ماهی درنگ سپه برد از آنجا به دژهوخت گنگ.اسدی. و رجوع به دژهخت و دزهوخت گنگ شود.
کلمات همقافیه با «دژهوختگنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر