معنی دژاگامه
8 بازدید
[ دُ / دَ / دِ مَ / مِ ] (ص مرکب، اِ مرکب) زاهد و پرهیزکار. (برهان). || خواجه سرا. (برهان). || خشم آلود و دژآباد و دژاگام. (از آنندراج). غضبناک و خشم آلود. (ناظم الاطباء). || بدذات و بدطبع. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دژاگامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر