معنی دژآگه
9 بازدید
[ دِ گَ هْ ] (اِ مرکب) مخفف دژآگاه. کوتوال قلعه. (برهان). رجوع به دِژآگاه شود.[ دُ گَ هْ ] (ص مرکب) مخفف دژآگاه. خشمگین. (از برهان) (از ناظم الاطباء): سوار جهان نیوزار دلیر چو پیل دژآگه و درنده شیر.دقیقی. دژآگهی که به بیشه درون سپیده دمان ز بیم شنهٔ او شیر بفکند چنگال.منجیک. بر در خانهٔ تو از فزع هیبت تو شیر چنگ افگند و پیل دژآگه دندان. فرخی. دژآگه ددی سهمگین منکر است بزور و دل از هر ددان برتر است. (گرشاسبنامه ص ۷۵). زین دیو دژآگه چو گشتم آگه زین پس نکند صید باحتیالم.ناصرخسرو. شعاع کوکب ثابت به چرخ بر رهبر مسیر دیو دژآگه به خاک بر هنجار. مسعودسعد (در صفت بیابان در شب). || بداندیش. (برهان) (از ناظم الاطباء). و رجوع به دژآگاه شود.
کلمات همقافیه با «دژآگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر