معنی دوگمانی
6 بازدید
[ دُ گُ ] (حامص مرکب) شک و تردید. (یادداشت مؤلف): دشمن را به استمالت بدست آوردن خوارتر که به مقاتلت از بیخ برکندن که استیصال دوگمانی بود و پیوستن و وصال تن آسانی. (راحةالصدور راوندی).
کلمات همقافیه با «دوگمانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر