معنی دوکانی
7 بازدید
[ دُ ] (ص نسبی) بازاری. (ناظم الاطباء). || محافظ دکان و صاحب دکان. (ناظم الاطباء).[ دُ ] (اِ) استعمالی از دوکان به معنی مصطبه و ایوان و مهتابی : امیر از باغ به دوکانی رفت و به شراب بنشست. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۰۶). چون قدری پیش برفتم در پیش کوی در سرای بزرگ پادشاهانه پدید آمد چنانک از آن ملوک و سلاطین باشد و بر در سرای دوکانیها کشیده و جمعی مردم انبوه دست در کمر کرده و بر پای ایستاده. (اسرارالتوحید چ صفا ص ۳۶۳).
کلمات همقافیه با «دوکانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر