معنی دوکارد
7 بازدید
[ دُ ] (اِ مرکب) مقراض و جلمان. (ناظم الاطباء) (دهار). آلتی است به شکل ناخن برا یعنی مقراض که درزیان جامه بدان بُرند و به عربی آن را جلمان و هر فرد او را جلم گویند. (انجمن آرا) (آنندراج). ناخن پیرای. قطاع. مقراض. قیچی. مِجوَف. مِقَصّ. لا. جلم. (یادداشت مؤلف). ناخن برا. کازود. مجز. دوکارد فریز. (منتهی الارب). || قسمی ماهی . (یادداشت مؤلف). || دودآلود. (ناظم الاطباء). || مشت و ضربتی که بر زیر گلو زنند. (برهان) (ناظم الاطباء). دو کاردی. (برهان).
کلمات همقافیه با «دوکارد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر