معنی دوژ
9 بازدید
(اِ) نجاست. || فضلهٔ لکلک. (ناظم الاطباء). دوزه. || بن لاک. براز. لاک مصفی. دوزه. || خرطوم مگس و جز آن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دوژ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وژ» برای سرودن شعر