معنی دوپرویزنی
7 بازدید
[ دُ پَ زَ ] (ص نسبی) میده که دوباره بیخته شده باشد. (غیاث). در آنندراج به غلط معده که دوبار پخته باشند ضبط شده است. (یادداشت لغتنامه): حریری رقاق دوپرویزنی چو مهتاب تابنده از روشنی.نظامی.
کلمات همقافیه با «دوپرویزنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر