معنی دوپا
6 بازدید
[ دُ ] (اِ مرکب) دوتا پا. یک پا و یک پا. (یادداشت مؤلف). - دوپا بر زمین نیامدن؛ کنایه از وجد و سرور و خوشحالی است. (لغت محلی شوشتر). روی دوپا بند نشدن. - || کنایه است برای زنان هرزه کار. (لغت محلی شوشتر). - دوپا در یک کفش کردن؛ کنایه است از تنگ گرفتن و محصور داشتن. (لغت محلی شوشتر). || (ص مرکب، اِ مرکب) دوپای. دارای دوپای. جانداری که دارای دوتا پا باشد: دوپا به دو روز و چهارپا به چهار روز شناخته شود. (یادداشت مؤلف). - جنس دوپا؛ آدمی. آدمیان. (یادداشت مؤلف). - حیوان دوپا؛ اصطلاحاً انسان را گویند. (یادداشت مؤلف). - موش دوپا؛ یربوع. (یادداشت مؤلف). || کرمکی سرخ که در درخت بلوط تولید می گردد و قرمزدانه نیز می گویند و با آن ابریشم و چیزهای دیگر رنگ می کنند و در طب نیز استعمال می نمایند. (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از فرهنگ جهانگیری). || قرمز. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دوپا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پا» برای سرودن شعر