معنی دونه
9 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ) سبدی که از برگ سازند. || مرغ در دام افتاده. || دونه یا دونهٔ ترکی، قسمی از انیسون. (از ناظم الاطباء).[ ] (هندی، اِ) اسم هندی مرزنجوش است. (تحفهٔ حکیم مؤمن).[ نَ ] (اِخ) دهی است به همدان و گاهی در نسبت به وی قاف زیاد کنند؛ از آن ده است عمرد ونقی بن مرداس. (منتهی الارب).[ نَ ] (اِخ) دهی است به نهاوند. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دونه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر