معنی دونخ
7 بازدید
[ دُ نَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) نوعی کرباس. (یادداشت مؤلف). - دو نخ شدن؛ به قوام آمدن شکر و امثال آن که چون با کفگیر فروریزند سخت تر از انگبین باشد. دو نخه شدن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دونخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نخ» برای سرودن شعر