معنی دول دادن
7 بازدید
[ دَ وَ دَ ] (مص مرکب) در تداول عوام دفع الوقت کردن. مماطله. امروز و فردا کردن. سرگرداندن. سردواندن. سرپیچاندن. دفع دادن. به دفع دادن. به دفع الوقت گذرانیدن خواهش کسی را. (یادداشت مؤلف). و رجوع به دول شود.
کلمات همقافیه با «دول دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر