معنی دولتی

معنی دولتی

7 بازدید
[ دَ / دُو لَ ] (ص نسبی) منسوب و متعلق به دولت. (ناظم الاطباء). خوشبخت. بختیار. بختور. بختمند. حظی. مقبل. نیکبخت. روزبه. بهروز. دولتیار. (یادداشت مؤلف). حظ. حظیظة. (ملخص اللغات حسن خطیب کرمانی): مضطرب از دولتیان دیار ملک بر او شیفته چون روزگار.نظامی. ترا دولت او را هنر یاور است هنرمند با دولتی درخور است.نظامی. ای دولتی آن شبی که چون روز گشت از قدم تو عالم افروز.نظامی. الا ای دولتی طالع که قدر وقت می دانی گوارا بادت این عشرت که داری روزگاری خوش. حافظ. چو زر عزیز وجود است نظم من آری قبول دولتیان کیمیای این مس شد.حافظ. رجل حظ و حظی و حظیظ؛ مردی بخت مند دولتی. (منتهی الارب). - دولتی شدن؛ حظوه. احظاظ. خوشبخت و سعادتمند گردید. (یادداشت مؤلف)؛ حظی، دولتی شدن زن. (دهار). - سری دولتی؛ در تداول عامه، سر بزرگ و موزون. (یادداشت مؤلف). || (حامص) بختیاری و بهره مندی. (ناظم الاطباء). حاصل مصدر (از دولت +ی که معمولا به صورت مرکب آید، بی دولتی، نودولتی). - بی دولتی؛ بدبختی و بی اقبالی : بنده ز بی دولتی نیست به حضرت مقیم دیو ز بی عصمتی نیست به جنت مکین. خاقانی. مرد ز بی دولتی افتد به خاک دولتیان را به جهان در چه باک.نظامی. چو از بی دولتی دور اوفتادیم به نزدیکان حضرت بخش ما را.سعدی. - امثال: دولت همه ز اتفاق خیزد بی دولتی از نفاق خیزد. (امثال و حکم دهخدا). || (ص نسبی) صاحب و خداوند دولت و توانگر و مالدار. (ناظم الاطباء). خداوند دولت. (شرفنامهٔ منیری). || مقابل ملی. آنچه متعلق و مربوط و وابسته به دولت و حکومت است. منسوب و متعلق به دولت و حکومت: کارخانه های دولتی. ابنیهٔ دولتی. ادارات دولتی. (یادداشت مؤلف). || آنکه به دولت و حکومت وابسته است. کارگزاران و فرمانروایان حکومتی. کارمندان ادارهٔ دولتی. ج، دولتیان. (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «دولتی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید