معنی دولتخواهی
5 بازدید
[ دَ / دُو لَ خوا / خا ] (حامص مرکب) صفت دولت خواه. خواهان دولت و نعمت کسی یا کسانی بودن. خیرخواهی و سعادت طلبی. (یادداشت مؤلف). نیک خواهی و خیراندیشی. (ناظم الاطباء): سحرم هاتف می خانه به دولتخواهی گفت باز آی که دیرینهٔ این درگاهی.حافظ. مراسم اخلاص و دولتخواهی ظاهر ساختند. (حبیب السیر ج ۳ ص ۳۵۲). عرایض به واقعه نویس نسبت دارد و مطالبی که در عرض مناصب و غیره امور متعلقه به دولتخواهی عرض می نموده اند هرگاه مقرون به صلاح دولت بوده اعتبار و اعتماد می کرده اند. (تذکرةالملوک چ دکتر دبیرسیاقی ص ۱۶). || طرفداری حکومت. دولت پرستی. طرفدار و پشتیبان دولت و حکومت بودن.
کلمات همقافیه با «دولتخواهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر