معنی دولت‌آبادی

معنی دولت‌آبادی

9 بازدید
[ دَ / دُو لَ ] (ص نسبی) منسوب به دولت آباد. مربوط و متعلق به دولت آباد. از مردم دولت آباد. || (اِ مرکب) قسمی کاغذ. (یادداشت مؤلف).
[ دَ لَ ] (اِخ) حاجی میرزا یحیی دولت آبادی متولد ۱۲۷۹ هـ .ق. و متوفای ۱۳۱۸ هـ .ش. شاعر و نویسنده و از پیشقدمان فرهنگ نوین در ایران و مؤسس مدرسهٔ سادات بود و در انجمن معارف و انجمن مکاتب ملیهٔ ایران عضویت داشت و چندی نمایندهٔ مجلس بود. کتاب علی او در شرعیات سالها در مدارس تدریس می شد. در سال ۱۳۳۶ هـ .ش. وزارت فرهنگ جشن شصتمین سال تأسیس مدرسهٔ سادات و تجلیل از مقام بانی آن را برپا نمود. کتاب تاریخ معاصر (یا حیات یحیی) از آثار اوست. (از دایرة المعارف فارسی). او شعر نیز می گفت و قطعهٔ زیر از اوست: «مادر!» مادری بود پریشان احوال عمر او بود فزون از پنجاه زن بی شوهر و از حاصل عمر یک پسر داشت شرور و بدخواه... دیده بود او به بر مادر پیر یک گره بستهٔ زر گاه بگاه شبی آمد که ستاند آن زر بکندصرف عملهای تباه مادر از دادن زر کرد ابا گفت رو رو که گناه است گناه... حمله آورد پسر تا گیرد آن گره بستهٔ زر خواه نخواه مادر از جور پسر شیون کرد بود از چاره چو دستش کوتاه پسر افشرد گلوی مادر سخت چندان که رخش گشت سیاه نیمه جان پیکر مادر بگرفت بر سر دوش، بیفتاد به راه برد در چاه عمیقی افکند کز جنایت نشود کس آگاه شد سرازیر پس از واقعه او تا نماید به ته چاه نگاه از ته چاه به گوشش آمد نالهٔ زار حزینی ناگاه آخرین گفتهٔ مادر این بود: «آخ فرزند نیفتی در چاه!»
[ دَ لَ ] (اِخ) صدیقهٔ دولت آبادی متولد ۱۲۶۴ هـ .ش. و متوفای ۱۳۴۱ هـ .ش. خواهر یحیی دولت آبادی و از پیشقدمان نهضت زنان ایران بود. او به سال ۱۹۲۷ م. در رشتهٔ تعلیم و تربیت از دانشگاه پاریس فارغ التحصیل گردید و پس از تحصیل در فرانسه به سال ۱۳۰۶ هـ .ش. به ایران بازگشت و در وزارت فرهنگ مشغول خدمت شد. وی نخستین مدرسهٔ دخترانه را در سال ۱۲۹۶ هـ .ش. در اصفهان دایر نمود و در سال ۱۲۹۹ هـ .ش. نشریهٔ «زبان زنان» نخستین نشریهٔ زنان ایران را تأسیس کرد. نیز «شرکت خواتین اصفهان» را تأسیس نمود. و از سال ۱۳۱۵ هـ .ش. رئیس کانون بانوان بود. (از دایرة المعارف فارسی) (از فرهنگ فارسی معین).

کلمات هم‌قافیه با «دولت‌آبادی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید