معنی دولانه
7 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ) میوهٔ سرخ رنگ و میخوش شبیه به سیب کوچک که هم در باغ بهم میرسد و هم در جنگل و دارای یک هسته و طعمش مانند آلوی رسیده میخوش است. و عیزران نوعی از آن است. (یادداشت مؤلف) (از برهان) (از فرهنگ جهانگیری). کوژ. روف. تمشک. گیل سرخ. آنج. (یادداشت مؤلف). زعرور. (بحر الجواهر): دولانهٔ سرخ بوستانی نیک است به معده و جگرهم. یوسفی طبیب (از آنندراج). حفص، خستهٔ نبق و دولانه و مانند آن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دولانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر