معنی دولابی

معنی دولابی

8 بازدید
(ص نسبی) منسوب و متعلق به دولاب. (ناظم الاطباء). || دوار. گردان. گِرد گرد. - چنبر دولابی؛ آسمان : نگرید آبی و آن رنگ رخ آبی گشته از گردش این چنبر دولابی. منوچهری. - حرکت دولابی؛ چرخیدن چنانکه دولاب یعنی چرخ چاه. - سپهر دولابی؛ آسمان : بس بگردید و بس بخواهد گشت بر سر ما سپهر دولابی.سعدی. - فلک دولابی؛ چرخ دولابی، آسمان. || دولاب باز. مرد مفرط در معامله به ادای وجه. (از آنندراج).
(ص نسبی) منسوب به دولاب که از دیه های ری است. (از الانساب سمعانی).
(اِخ) دهی است از دهستان ویسه بخش مریوان شهرستان سنندج در ۱۵هزارگزی باختر دژ شاهپور و ۳هزارگزی مرز ایران و عراق با ۱۰۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «دولابی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید