معنی دوقلو
6 بازدید
[ دُ ] (ترکی، ص مرکب) (مرکب از دوق MMM [ دوغ، دغ ] از مصدر دقماق [ دغماق ] به معنی زادن و لو علامت نسبت در ترکی). دوقلی. دوغلو. توأم. توأمان. همزاد. دوپهلو. (یادداشت مؤلف). و در تداول کلمه را به غلط مرکب از دو (عدد فارسی) و لو پندارند و به ضم قاف تلفظ کنند به قیاس آن سه قلو و چهارقلو وپنج قلو به کار برند برای چهار یا پنج بچه که به یک شکم زاده شوند. دُغُلی. (لغت محلی شوشتر). رجوع به دوغلو و مترادفات دیگر شود.
کلمات همقافیه با «دوقلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر