معنی دوغو
6 بازدید
(اِ مرکب) آنچه در ته پاتیل بماند از آنچه روغن از آن گرفته اند یعنی ثفلی که از مسکه بماند چون آن را بپالایند. (انجمن آرا) (آنندراج) (از برهان) (از صحاح الفرس). آنچه بماند در ته دیگ بعد از آب کردن کره. کداده. قلده. خلوص. آلالاقه. قشده. (یادداشت مؤلف).[ غَ ] (اِ مرکب) آشی است که از دوغ آب بوده و آن را دوغبا نیز گفته اند. (انجمن آرا) (آنندراج). رجوع به دوغبا و دوغوا و دوغا شود.
کلمات همقافیه با «دوغو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غو» برای سرودن شعر