معنی دوغاب
7 بازدید
(اِ مرکب) یا دوغ آب. دوغ آمیخته با آب. آب دوغ. (یادداشت مؤلف). || هر چیزی که در آن آب ریزند تا همچون دوغ سفید و آبکی گردد. || آشی است که از شیر سازند. (فرهنگ فارسی معین). || گچ یا آهک یا سیمان آمیخته با آب بسیار رقیق که بنایان برای پر کردن و گرفتن درزها و لایهای سنگ ها یا آجرها یا کاشی ها و یا موزائیک های فرش شده بر کف حیاط و طاق اتاق و غیره ریزند. گچ یا آهک یا سیمان کم در آبی بسیار گشاده کرده. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دوغاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر