معنی دوضربه
6 بازدید
[ دُ ضَ بَ / بِ ] (ص نسبی، ق مرکب) (از: دو +ضرب +ه) دوضرب. ضرب در دو نوبت. دوضربه زدن. دوبار. زدن. || کنایه است از دوجا متمتع شدن چنانکه دلال از فروشنده و خریدار. (یادداشت مؤلف). || دورویه. دوجهتی. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «دوضربه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر