معنی دوشنی
6 بازدید
[ شَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) گاومیش و گاو و گوسفند شیرده. (لغت محلی شوشتر نسخهٔ خطی کتابخانهٔ مؤلف). || کسی که به ریشخند و تدریج هر چه دارد از او بگیرند. (لغت محلی شوشتر). رجوع به دوشیدنی شود.
کلمات همقافیه با «دوشنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر