معنی دوشنبد
7 بازدید
[ دُ شَمْ بَ ] (اِ مرکب) دوشنبه. (یادداشت مؤلف): به روزگار دوشنبد نبید خور به نشاط به رسم موبد بنشین و موبدان موبد. منوچهری. رجوع به دوشنبه شود.
کلمات همقافیه با «دوشنبد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بد» برای سرودن شعر