معنی دوشق
6 بازدید
[ دَ شَ ] (ع ص، اِ) خانهٔ میانه که نه بزرگ باشد نه کوچک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || خانهٔ کلان. || شتر دفزک و ستبر. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب).[ دُ شَ قْ ق / ق ] (ص مرکب) دوپاره. دوچاک. دوشقه. دونیمه: قصاب گوسفند را دوشق کرد. (از یادداشت مؤلف). رجوع به شق شود.
کلمات همقافیه با «دوشق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شق» برای سرودن شعر