معنی دوسره
[ دُ سَ رَ / رِ ] (ص نسبی) صاحب دورأس. دارای دوسر. که دو سر دارد. که دو عضو به نام سر یا رأس بر تن دارد: گشتم سیصد و سه دره ندیدم آدمی دوسره. (یادداشت مؤلف). || دوجانبه. دوطرفه. دوسویه. از این سوی و آن سوی. || ذهاب و ایاب. رفتن و بازگشتن. (یادداشت مؤلف). - بلیط دوسره؛ بلیط رفتن و بازگشتن. - بلیط دوسره گرفتن؛ تهیه یا خرید بلیط برای ذهاب و ایاب. بلیط گرفتن برای رفتن و برگشتن سفری. (یادداشت مؤلف). - دوسره بار کردن؛ از دو جانب مخالف سود بردن. از دو جهت فایده بردن. (یادداشت مؤلف). - دوسره کرایه کردن مال؛ برای رفتن و بازگشتن کرایه کردن آن. کرایه کردن مال برای رفتن و بازآمدن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دوسره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر