معنی دوستانگیز
5 بازدید
[ اَ ] (نف مرکب) صفت چیزی یا کسی که دوستی کسان را نسبت به خود برانگیزد و جلب کند: ای خداوندی که اندر جملهٔ روی زمین دوست انگیزی نیامد همچو تو دشمن فکن. سوزنی. که بود از پدر دوست انگیزتر به دشمن کشی تیغ او تیزتر.نظامی. || کسی که در میان دوستان فتنه و آشوب برمی انگیزد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دوستانگیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر