معنی دوستاری
6 بازدید
(حامص مرکب) صفت و حالت دوستار. دوستداری. دوستی. یاری. محبت و مهرورزی و مهربانی. رفاقت و خیرخواهی و خواهانی. (از یادداشت مؤلف): همیشه بنده و دوستار بوده است خداوند را و به سبب این دوستاری بلاها دیده است [ حصیری ] . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۶۶). دانی که ز دوستاری خویش باشد دل دوستان بداندیش.نظامی. رجوع به دوستار و دوستدار شود.
کلمات همقافیه با «دوستاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر