معنی دوساله
9 بازدید
[ دُ لَ / لِ ] (ص نسبی) منسوب به دو سال. بچهٔ انسان یا حیوان و یا هر چیزی که دو سال بر آن گذشته باشد: طفل دوساله. شتر دوساله. درخت دوساله. کار دوساله: اجزاع؛ دوساله شدن گوسفند. (تاج المصادربیهقی) (یادداشت مؤلف): چل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت تدبیر ما به دست شراب دوساله بود.حافظ. - دوساله درم؛ نقدی مزد و مواجب مدت دو سال را: گشاد آن در گنج پرکرده جم بداد او سپه را دوساله درم.دقیقی.
کلمات همقافیه با «دوساله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر