معنی دوزخ گلو
6 بازدید
[ زَ گَ ] (ص مرکب) شکم خواره. شکم باره. شکم پرست. پرخوار. پرخواره : در زمان پیش آمد آن دوزخ گلو حجتش آنکه خدا گفته کلوا.مولوی. رجوع به مترادفات کلمه شود.
کلمات همقافیه با «دوزخ گلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر