معنی دوزخی

معنی دوزخی

13 بازدید
[ زَ ] (ص نسبی) منسوب به دوزخ. (آنندراج) (غیاث). کسی که در دوزخ جای دارد. ج، دوزخیان. (ناظم الاطباء). از اهل دوزخ. جهنمی. اهل جهنم. از دوزخ. آن کس که در دوزخ است. مقابل بهشتی. (یادداشت مؤلف): حاسدا هرگز نبینی تا تو باشی روی عقل دوزخی هرگز نبیند روی و موی حور عین. منوچهری. چهرهٔ هندو و روی روم چرا شد همچو دل دوزخی و جان بهشتی. ناصرخسرو. کسی که درگه جنت مثال او بگذاشت حمیم دوزخیان قوت کام او زیبد.خاقانی. درین دریا کم آتش گشت کشتی مرا هم دوزخی خوان هم بهشتی.نظامی. حوران بهشتی را دوزخ بود اعراف از دوزخیان پرس که اعراف بهشت است. سعدی. || لایق دوزخ. کسی که بدسرشت و گناهکار و دور از هر خصیصهٔ دینی و انسانی و سزاوار رفتن به جحیم و دوزخ باشد: که ای دوزخی بندهٔ دیوسر خرد دور و دور از تو آیین و فر.فردوسی. سرخ چهره کافرانی مستحل ناپاکزاد زین گروهی دوزخی ناپاکزاد و سندره. غواص. سخن دوزخی را بهشتی کند سخن مزگتی را کنشتی کند. (از لغت فرس اسدی). ندارد دین اگر مردی سخی نیست اگر باشد سخی او دوزخی نیست. ناصرخسرو. و نامه بنوشتند که مردی بیرون آمده است و بتان ما را دشنام می دهد و ما را دوزخی می خواند. (قصص الانبیاء ص ۲۲۶). دوزخی را سوی جنت نتوان برد به زور. سعدی. || شکم پرست و بسیارخوار. (ناظم الاطباء). دوزخ گلو.

کلمات هم‌قافیه با «دوزخی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «خی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید