معنی دوزبر

معنی دوزبر

10 بازدید
[ دُ زَ / زِ بَ ] (اِ مرکب) (اصطلاح نحو) نصب در نحو و صورت آن در بالای حروف این است «"» و تلفظ آن [ اَنْ ] مانند: کتاباً، حساباً، زیداً، صبراً. (یادداشت مؤلف). || تنوین نصب ایرانی است و معنی مخصوص دارد و بیشتر افادهٔ حال کند؛ یعنی قید حالت سازد مانند متنکراً، غفلتاً، احتراماً، استرحاماً، توقیراً، مکرماً، عالماً و عامداً، و غالباً به جای آن می شود یکی از کلمات (از روی، از راه) یا یکی از حروف اضافهٔ فارسی را به اول کلمه افزود: تعصباً؛ از راه تعصب. احتراماً؛ با احترام. حقیقتاً مرد خوبی است؛ در حقیقت ... سریعاً آمد؛ بسرعت آمد. فوراً فهمید؛ برفور فهمید. غیاباً ارادت دارم؛ درغیاب ارادت دارم. صریحاً به او گفتم؛ به صراحت به او گفتم. توقیراً؛ از روی توقیر. تخمیناً دو کیلو وزن دارد؛ به تخمین... تحقیقاً نمی دانم؛ به تحقیق نمی دانم. شدیداً به او حمله کرد؛ به شدت حمله کرد. حقاً؛ از روی حق. (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «دوزبر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید