معنی دوزای
7 بازدید
[ دُ ] (نف مرکب) دوزا. دوزاینده. (از برهان) (از انجمن آرا). زن که دو بچه از یک شکم آرد. توأمان زاینده.(اِ) دورای و مزمار و نایی که مطربان نوازند. (ناظم الاطباء) (از انجمن آرا) (از برهان) (از آنندراج). رجوع به دورای شود.
کلمات همقافیه با «دوزای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر