معنی دوزان
7 بازدید
(نف، ق) صفت بیان حالت از دوزیدن (دوختن). دوزنده. در حال دوختن. که به دوختن اشتغال دارد. (یادداشت مؤلف). رجوع به دوزنده شود.(اِخ) دهی است از دهستان بربرود بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. دارای ۸۶۶ تن سکنه. آب آن از قنات تأمین می شود. صنایع دستی زنان قالی و جاجیم بافی. راه آن اتومبیل رو. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «دوزان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر