معنی دورگه
16 بازدید
[ دُ رَ گَ / گِ ] (ص نسبی) دوتخمه. دورگ. اسب یا حیوانی که از دو جنس مختلف باشد. اسبی که نژاد وی آمیخته شده باشد. (ناظم الاطباء): اسب دورگه؛ اسب دوتخمه. عربی و ترکمانی. اکدش. (یادداشت مؤلف). رجوع به دورگ شود. || مطلق آمیختگی چنانکه آمیختگی زیر و بم آواز و جز آن. - دورگه شدن صوت؛ جهوری شدن آن چنانکه در نوبالغان. (یادداشت مؤلف). - صدای دورگه؛ آوازی چون آواز کسی که شب نخفته است. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دورگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر