معنی دوروزه
19 بازدید
[ دُ زَ / زِ ] (ص نسبی) منسوب به دوروز. در طول دوروز. برای دوروز. رجوع به ترکیب دوروز ذیل کلمهٔ دو شود. - در این دوروزه؛ در این نزدیکی. در یکی دو روز متصل به روزی که در آنند. بزودی. (ناظم الاطباء). - دوروزه راه؛ راه دوروزه. راهی که به دو روز آن را توان طی کرد. آن اندازه مسافت که در دو روز توان رفتن : پذیره شدندش به دوروزه راه جهان پهلوانان و چندان سپاه.فردوسی. || کوتاه. (ناظم الاطباء). || مدت کم و اندک و زمان قلیل. (ناظم الاطباء) (از آنندراج). - دوروزه عمر، یا عمر دوروزه؛ دوروز عمر؛ یعنی عمر اندک. (از شرفنامهٔ منیری): اگر ز باد فنا ای پسر نیندیشی چو گل به عمر دوروزه غرور ننمایی. سعدی. - دنیای دوروزه؛ کنایه است از جهان فانی و زودگذر. (یادداشت مؤلف). - دوروزهٔ عمر؛ عمر اندک و کوتاه. (ناظم الاطباء). || کار بی قوام و بقا. (آنندراج). || صحت و سلامت و تندرستی. (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «دوروزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر